در حال بارگذاری آرشیو.

در حال بارگذاری آرشیو.
نمایشگاه گروهی
13 شهريور تا 31 شهريور 1405
کیوریتور. هوفر حقیقی
بیانیهی نمایش:
گلمرگ، عنوان پروژهای کیوریتوریال-آرشیوال است که با قالبی تاریخی-پژوهشی و رویکردی انتقادی، تلاش میکند سیر تطور و انحای گوناگون بازنمایی اُبژهی " گُل" را در بستر تاریخ هنر، بررسی کند.
در بخش نمایشی پروژهی (گُلمَرگ)، با گردآوری هنرمندانی از مدیومها و نسلهای مختلف، سعی شده است با بسط امکانات معنایی گل، به مثابهی ابژهای زیبا، از ساحت سنتی بازنمایی آن فراتر رود. ///
گُلمَرگ
متولد میشود/ جوانه میزند/ میشکفد/ میافشاند و بارور میسازد. تا سرحد مرگ ستوده میشود ولی درست در بزنگاه بسیار کوتاهِ زیبایی، جوانی و شکوهش، با شیبی بسیار تند به سوی مرگ میپژمرد.
اگر به مرگ طبیعی مرده باشد، همانجا میدرخشد و همانجا هم پرپر میشود و با مرگش، بقای نوعش را تضمین میکند. اما اگر به مرگی غیر طبیعی مرده باشد، به بیشمار شکل، دگردیسی میکند.
زینت کفن و دفن و آرایندهی وصل و ولد میگردند. مرگ را شان و حرمت مینهند و زندگی را برای لحظهای هم که شده، بزک میکنند. از میان همنوعانش چیده میشود/ تنها میافتد و در کنار همدستههای جدیدش (که همگی یکبار قبلا مردهاند)، بازچیده میشود.
زهر و عطر و پادزهر میشوند/ زخمی میشوند/ زخم میکنند و زخم میزنند.
نقشهای متناقضی بازی میکند/ بر همهچیز منقوش میگردد و بدست هنرمندان ریز و درشتِ تاریخ، تکثیر میشود و (احتمالا) بسط مییابد.
به دل فرهنگ رسوخ میکند (نه آنچنان که به دل خاک)، و آغشته بدان و به یاری پشتکار زمان، پیلههای معنایی تودرتویی حول خود میتند و بدل به چیزی فراتر از خود میشود. نمادین میگردد، پس بسیار نمود مییابد.
بایگانیاش میکنند تا پایگان یابد. به جای خدایان مینشیند و ستایش میشود.
البته توامان از درون تهی میگردد/ کلیشه میشود/ مستعمل میگردد/ پیشِ پا میافتد و پس از خودش، معانیاش نیز به تمامی مصرف میشود.
اما همواره؛
از خاک میروید..
و
از خون میدمد...
هوفر حقیقی
هنرمندان