نمایشگاه ژاو (خاص و خلاصه) به این تجربه زیستی در این فرم و محتوا میپردازد، شکلی از رنج به طریق خاص و خلاصهی خودش که رو در روی ماو چهره در چهرهی مخاطبش او را به همان رنجی فرا میخواند که تحقق یافته و شاید به شکل بنیامینی او را به زیستن در قلب رنجها دعوت میکند و نه دیدگاهی بغض آلود به آن به منزله گناهی که دیگران مرتکب شده اند.
دعوت به این تجربه، تجربه دیدن و زیستن رنج و به قول سعدی نخفتن به درازنای سالها.
به تو حاصلی ندارد غم روزگار گفتن
که شبی نخفته باشی به درازنای سالی.
هنرمندان