1401 | غروب در روشنیاش پر از رنگ بود. از همهچیز خیلی زیاد وجود داشت. آنقدر که مدام خود را در میان رنگها گم میکردم. و من تقلا میکردم تا خودم را بازیابم.
1400 | بعد از ظهر - رنگها و جهان به اشکالی تبدیل شدهاند. دل نیازی به غم ندارد. به مراقبت نیاز دارد. و رنگها. و فاصله.220 × 190سانتیمتر