در حال بارگذاری مجله…

21 دی 1400
در حال بارگذاری مجله…
در متن پیشرو نگاهی بر آثار اشکان صانعی شده است.(۱)
تجربهی دیدن آثار اشکان صانعی، تماشای تصاویری ناتمام است که گویی پس از خلق در استودیوی هنرمند، به حیات خود پیش چشم مخاطب ادامه میدهند. نمایش «تماس در دوردست» مجموعههایی از آثار دو سال هنرمند در امتداد روحیهی تجربهگرای اوست که عموماً بر روی کاغذ و با متریالهای مختلف به شیوههای طراحی، تکهچسبانی، رنگگذاری و ایجاد لکه و پارگی خلق شدهاند.

این مجموعهها از منظر فرم و نوع کنش در خلق اثر، در چند وجه قابل شناسایی هستند: کلاژهایی در ادامهی تجربههای پیشین با تکرار یک موتیف یا سازه، با موادی گاه دور از انتظار بر صحنهی یک اثرِ دو بعدی که در عین نظم، آشوبی هندسی و نظامی فرکتالی خلق میکنند. گروهی دیگر با تکرار لکههای رنگ، اشکال تودهایِ ارگانیک ساخته و با فاصله گرفتن از خوانایی در زبان و تصویر، ارجاعی به سیاهمشق دارند؛ آنچه که در روند تکامل خوشنویسیِ ایران به منسجم کردن حروف و بازی با تیرگیها و فضاهای خالیِ شکل حروف فارسی انجامید و اکنون به مثابهی شیوهای از بازخوانی هویت تصویریِ تاریخی به زبان امروز فراخوانده میشود. صانعی این رفتار با ابژههای انتخابی را در نگاشتن امضاء شخصیِ خود نیز با امحاء و تکرار آن بر اثر حفظ میکند؛ جایی که مقرر است برشِ کوتاهی از تاریخِ در جریان را به ثبت برساند.
مجموعههای مختلف در آثار صانعی با آن که از منظر ریختشناسی(۲) و مسیر ساخت اثر متفاوت بهنظر میرسند، درونمایههایی در پیوند با یکدیگر دارند. مجموعهی «آرشیوها»، پوشههایی کلاژشده از خطوط و مواد و تصویر آثار دیگر هستند. میتوان لایههای ذهنی هنرمند را در میان آنها جستوجو کرد؛ چرا که آرشیو، منبعی برای به خدمت گرفتن حافظه در یادآوری و فراموشی است، در گذر زمان ادراک و آگاهی را شکل میدهد و شاید حلقهی اتصال این چند مجموعه در نمایشگاه است.

در مجموعهی «خوشههای ستارگان» رنگ تیره غالب میشود و گویی نگاه هنرمند که تا پیش از آن بسیار جزئینگر و در پی کشف ذرات سازندهی معنا بود، از جهان روزمره فاصلهی زیادی گرفته و جایگاهی کیهانی دارد.
صانعی تکههای ویرایش شده و گاه بازسازی شده از جهان واقع را به ساحت اثر وارد میکند که نه چندان دقیق و تداعیگر است و از این نظر نقطهی پایانی بر شکلگیریِ آثار خود نمیگذارد تا حضور و بیانگری آنها همچنان در صحنهی نمایش ادامه یابد. او گاه عامدانه و گاه ناخوآگاه بر روی مرزها حرکت میکند و آنها را هر لحظه به پرسش میگیرد؛ مرز میان نقاشی، طراحی و کلاژ، مرزهای برساختهی تصاویر تثبیتشدهی غربی و سکوت و رمزوارگی شرقی، و همچنین مرز میان انتزاع محض در فرم و یادآوری از طریق اشکال آشنا. هنرمند تجربهگری و کنش طراحانه را در نامگذاری مجموعهها نیز وارد میکند. او با نامهایی استعاری و شعرگونه همچون «اریب بر ساحلی ماسهای» و «یک تابستان خالی و طولانی» - که آنها نیز حاصل پرسههایی در ادبیات هستند - رفت و برگشت میان انتزاع و معنای این جهانی را در عینیت بخشیدن به آثار ممکن میکند.
پروسه-محور بودن از درخشانترین وجوه کارهای صانعی است. شیوهی کار و نمایش آثار او در معرض قرار دادن فرآیند ایدهپردازی و ساخت اثر است؛ بازی با مواد متعارف و غیرمتعارف برای خلق اثر که آن را با لایهگذاری و لایهبرداری سطوح متنوع به پیش میبرد. این هنرمند در عین انضباط فکری، احتمال و تصادف را نیز با حذف و گزینشهای پیدرپی از میان هر آنچه اتفاق میافتد، در کار وارد کند. گویی ضرورتی مدام از درک هستیِ پیرامون و ممارست در مشاهده و ابراز آن، او را هدایت میکند.
صانعی به عنوان خالق آثار هم حاضر و هم غایب است، همچون ناظری که گاه در محیط پیرامون دخالت میکند و از آن برای خلق اثر خود توشه برمیدارد اما اصراری بر احاطهی فضا و کنترل تام و تمام فرآیند معنابخشی به اثر خود را ندارد. بخش مهمی از هویت آثار، نگاشتی از سیالیت ذهنی اوست؛ در هم آمیختن اتفاق و انتخاب، بهواسطهی تکرارهای منظم و ریاضیوار و مخدوش کردن آنها، تا مخاطب را در کنار لذتی زیباییشناسانه با فرایند خلق همراه کند.
پانوشت:
تصویر کاور و اسلاید:
پنهان اما مرئی

21 دی 1400
چشمانداز جاده لغزنده

28 دی 1400